|
گل حجاب،عطر عفاف | ||
|
استاد در حال صحبت بود و میگفت: «بچهها چه موقع از انسان، چیزی کم میشود؟» یکی گفت: «وقتی مثلاً رژیم بگیرد وزنش کم میشود.» دیگری گفت: «وقتی مثلاً پولش را گم کند» آن دیگری گفت: «وقتی ...» و استاد گفت: «آیا فقط در مادیات است که از انسان چیزی کم میشود؟» بچهها ساکت ماندند و به فکر فرو رفتند. استاد: «مثلاً آیا اگر رفتاری ناشایست و خلاف اجتماعی از ما سربزند آبرویمان کم نمیشود؟ اگر یکی از رازهای مهم خود را با نااهل مطرح نماییم چیزی از ما کم نمیشود؟ اگر دروغ بگوییم؛ اگر حسادت و کبر بورزیم؛ فخر فروشی کنیم؛ خودستایی کنیم؛ اگر .. . آیا به نظر شما در این حالات چیزی از انسان کم نمیشود؟» زمزمهای عمومی شکل گرفت و تقریباً همهی بچهها با کلام یا علامت سر به نشانهی تایید با استاد همراه شدند و اینجا بود که استاد گفت: «عزیزان! آن دخترخانمی که با ظاهری بد و با حجابی ناقص در خیابان ظاهر میشود و خود را در معرض نگاههای مسموم و هوسآلود قرار میدهد نیز در حال کمشدن است؛ کمشدنِ وقار و سنگینی، کمشدن عفت و پاکدامنی و از همه مهمتر، کمشدن اعتبار در نزد حضرت حقتعالی و ... . پس چرا گاه میگوییم: «مگه با نگاه مردم چه چیزی از ما کم میشود؟». یادمان باشد: «کم شدن» فقط کاسته شدن از وزن یا ثروتِ انسان نیست.
[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 16:37 ] [ جانم فدای امام نقی(ع) ]
قبل از نقل خاطره بگويم كه بعضي از كلاسهاي دانشگاه ما تا ساعت ۱۰ شب ادامه دارد و اين باعث مشكل براي خيلي از دختران شده است!
ساعت حدود ۵ عصر بود و من مشغول نوشتن يك طرح براي باشگاه پژوهشي در كميته ي فرهنگي بودم كاملا تمركز گرفته بودم كه ناگهان يك دختر خانمي مانتويي با ظاهري بسيار نامناسب وارد اتاق من شد و سلام كرد! جواب سلامش كه دادم بدون مقدمه گفت : «حاج اقا ببخشيد مي توانم به شما اعتماد كنم؟ بچه مي گويند راز كسي را فاش نمي كنيد !» من هم بگونه اي كه خيالش را راحت كنم محكم گفتم : «مطمئن باش من در موضع مشورت به هيچ كس خيانت نمي كنم.» همين كه خيالش راحت شد چند لحظه اي سكوت كرد و بعد با احتياط گفت : «حاج اقا من يك سؤال شرعي دارم ....
ادامه مطلب [ جمعه شانزدهم تیر 1391 ] [ 16:1 ] [ جانم فدای امام نقی(ع) ]
از راهروهای
داخل پاساژ میگذشتم. ویترینهای زیبا و پر از وسایل مختلف، من را جلوی خودشان میخکوب
کردند. برایم جالب بود که این فروشندهها برای جلب مشتری چه تلاشی میکنند تاشاید
از هر چندنفری که از آنجا رد میشوند، یک یا دونفر با دیدن ویترین رنگارنگشان وارد
مغازه شوند. از پلههای پاساژ پایین رفتم. چشمم به چندتا خانم بدحجاب افتاد که بدجوری بعضی از مردها را میخکوب خودشان کرده بودند. آنها هم صبح که از خواب بلند شده بودند، با زحمت فراوان ویترین صورت و لباسشان را برای بازر گناه و آخرت فروشی آماده کرده بودند. در ذهنم مرور می کردم: ویترین دو نوع داریم: ویترین حلال، ویترین حرام. کارگاه زیبایی برای زیبا شدن از دو نوع زینت لباس و غیر لباس استفاده میشود. در اسلام بخشی از قضاوت در مورد زینت بودن یک لباس بر عهده عرف است. در واقع هر پوششی که از نظر افکار عمومی برای زیبایی و آراستگی استفاده شود، زینت به حساب میآید. از نظر عرف، زینت بودن لباس به عوامل مختلفی بستگی دارد مثل: رنگهای زننده لباس، تنگ یا کوتاه بودن و یا نازک بودن و بدننما بودن آن. با این توصیف حتی بعضی از چادرها که باید کاملترین و بهترین نوع پوشش باشند، خود به عنوان لباس زینتی به حساب میآیند. [ پنجشنبه یکم تیر 1391 ] [ 16:21 ] [ جانم فدای امام نقی(ع) ]
خانم «طیبه رحمتی»(سایه)اولین زن شعبده باز ایرانی : من مسلمانم .اینجا مردان زیادی وجود دارند ، نمی تونم بدون چادربرنامه اجراکنم .این ریشه دراعتقادات قلبی ومذهبی من دارد. مصاحبه با خانم سایه اولین زن شعبده باز ایرانی رو در ادامه مطلب بخوانید. ادامه مطلب [ جمعه نوزدهم خرداد 1391 ] [ 18:8 ] [ جانم فدای امام نقی(ع) ]
|
||